حبيب الله الهاشمي الخوئي

56

منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة

سنجى أو روشن است ، وهر كس بدرستى عاقبت را سنجيده عبرت آموخته ، وهر كه عبرت آموخته گويا با گذشتگان بوده وتجربه اندوخته . عدالت از آن جمله بر چهار شعبه است : فهم رسا ، ودانش مو شكاف وعميق وحكم شكوفان ودرست ، وحلم ثابت وپابرجا ، هر كه فهم دارد دانش مو شكاف بدست آرد ، وهر كه دانش مو شكاف بدست آرد از سرچشمهء أحكام درست سرشار باشد وهر كس حلم ورزد در كار خود كوتاهى نكند ، در ميان مردم ستوده زندگى كند . جهاد را چهار شعبه است : أمر بمعروف ، نهي از منكر ، صدق ووفا در ميدانهاى مبارزه ونبرد ، وبد داشتن مردمان فاسق وفاسد ، هر كه أمر بمعروف كند پشت مؤمنان را نيرومند ساخته ، وهر كس بنهى از منكر بپردازد بيني منافقان را بخاك ماليده ، وهر كس در ميدان مبارزه براه صدق ووفا رود هر چه بر عهدهء أو است انجام داده ، وهر كس فاسقان را بد دارد وبراى خدا خشم آرد خدا براي أو خشم آرد وروز قيامت أو را خوشنود سازد . از علي شد سؤال از ايمان گفت بر چار پايه باشد آن صبر باشد يقين وعدل وجهاد صبر را چار شعبه گشت عماد شوق واشفاق وزهد وخودپائى كه بيارد بمرد بينائى هر كه شوق بهشتش اندر سر بايد از شهوتش بريد نظر هر كه از نار بيم جان دارد دست از هر حرام بردارد هر كه را زهد مىشود پيشه از مصائب ندارد انديشه هر كه در انتظار مرگ بود أو شتابان بكار خير رود شد يقين را چهار شعبه ستون هوشمندى وحكمتى موزون پند عبرت مدار رسم كهن كه بياموزدش هزاران فن هر كه باهوش وتيزبين گردد حكمت روشنش قرين گردد هر كه با عبرت گرفت وپند گزيد وضع پيشينيان بخوبى ديد عدل بر چار شعبه شد ستوار فهم غواص ودانش غوار